| 
آخرش رفتي و من تنها شدم
يه غروب سرد بي فردا شدم
يه روزي از قصه تو پير ميشم
رفتي و جاي تو خاليه پيشم
آخرش نموندي و خاطره موند
رفتي و رفتن تو دلو سوزوند
ولي من سپردمت به آسمون
دست اون شاهد عشق پاکمون
نيستي من بهونه گير کي بشم
رفتي دستامو رو عکست مي کشم
آخرش شمارش روز و شبا
چي ميشه بياد دوباره اي خدا
خواب هر شبم شده روياي تو
من هنوز تو گوشم صداي تو
کاش نمي رفتي و من پر مي شدم
روز و شب از عطر تو هواي تو |